رئیس جمهور میرقنبر
رئیس جمهور میرقنبر . . . ؟
حتما داستان تیمور لنگ و مورچه با پشتکاری را که ده ها بار می خواست یک دانه ی گندم بزرگتر از جثه ی خود را به لانه اش ببرد و موفق نمی شد ولی روی سماجت و اراده در اجرای تصمیم بالاخره موفق می شود و تیمور از او درس استقامت یاد می گیرد را شنیده اید و نیز شنیده اید که بعضی از افراد ضعیف النفس تنها با یکبار شکست در امتحانی در زندگی خود دچار یاس و ناامیدی می شوند و گویی دنیا به آخر رسیده است ، گوشه ای کز کرده و دست به فعالیت نمی زنند . . .
اخیرا با پیرمرد دوست داشتنی آشنا شدم که می شود گفت سمبل سماجت و اراده است این پیرمرد جواندل برای اینکه به من و تو درس اراده بدهد ، زندگی پرفراز و نشیب خود را تحت کتابی با عنوان (( فراز و نشیب زندگی من )) منتشر کرده است و آقای محمد شیروانی از روی زندگی او فیلمی تحت عنوان (( رئیس جمهور میرقنبر )) ساخته است که در 16 جشنواره شرکت کرده و از 8 کشور جوایزی را بخود اختصاص داده است از جمله در جشنواره های ( نانت و کن فرانسه ) ( لوکارنوی سوئیس ) و شانگهای و ژنو جایزه گرفته است او یک هفته هم میهمان جشنواره سوئیس بوده است .
این پیرمرد کی بود که من خود با اینهمه سعی و تلاش در زندگیم که زبانزد آشنایان است ، او را نمونه می دانم و برادرانه به شما توصیه می کنم که مثل این پیرمرد از باخت در زندگی نترسید و از هر شکست پلی برای پیروزی بسازید چرا که :
ما شیشه ایم و نداریم باکی از شکست چون شیشه هر چه بیشتر شکند تیزتر شود
میرقنبر حیدری شیشوانی در سال 1309 در یک خانواده ی محروم روستایی در شیشوان عجبشیر به دنیا آمد در 9 سالگی پدر خود را از دست داد و در سالهای جنگ بخاطر ظلم های مضاعف ارباب منطقه ( حسینقلی خان گنجه ای ) بهمراه خانواده ی خود آواره ی کوه و صحرا می شود ولی بهر ترتیبی است سعی میکند با کمک گرفتن از افراد فامیل ، به تحصیلات خود ادامه دهد و راهی تبریز می شود. در 1329 پس از کسب مدرک سیکل اول ( نهم تحصیلی که تقریبا با سوم راهنمایی فعلی برابر است ) به سمت معلمی در فرهنگ آن زمان استخدام می شود . در سال 1332 بعلت طرفدری از مرحوم دکتر مصدق چهار ماه زندانی می شود . در 1339 و پس از ده سال آموزگاری به بخشداری عجبشیر منتقل می شود ولی با دیدن دیپلم های تازه وارد ، تحصیلات سیکل را کافی نمی داند و با شرکت در تحصیلات متفرقه در سال 1355 یعنی 46 سالگی موفق به اخذ دیپلم می شود . پس از اخذ دیپلم در کنکور سراسری شرکت می کند و موفق به قبولی در کنکور نمی شود ! و خود را برای کنکور سالهای بعد آماده ی کند باز قبول نمی شود ! و این شرکت در کنکور 25 سال طول می کشد ! و او پس از 25 بار شرکت در کنکور و بیست سال پس از بازنشستگی اش در سال 1380 و با داشتن 72 سال سن به عنوان پیرترین دانشجوی کشور در رشته ی علوم اجتماعی جهرم شیراز قبول می شود . وی با کمک مسئولین دانشگاه محل تحصیل خود را به دانشگاه آزاد تبریز منتقل می کند .
در سال 1387 یعنی 79 سالگی لیسانس خود را گرفته و اقدام به شرکت در کنکور کارشناسی ارشد می کند .
می گوید (( ئولماخ وار ، دونما خ یوخدی ! ) و قصد دارد دکتری خود را نیز بگیرد هر چند این دکترا به درد این دنیا نخورد !
اما به غیر از سماجت او برای قبولی و تحصیل در دانشگاه ، مورد دیگری نیز وجود دارد که او را نمونه کرده است و آن چهار بار داوطلب و کاندیدا توری در انتخابات ریاست جمهوری و پنج بار کاندیداتوری در انتخابات نمایندگی مجلس است ! او هر چند به علت رجل سیاسی نبودن رد صلاحیت شده است اما سالهاست برای دریافت صلاحیت با شورای نگهبان در حال مکاتبه است . او با داشتن صلاحیت پنج بار در مبارزات انتخاباتی نمایندگی مجلس از عجبشیر شرکت کرده است . او سوار دوچرخه اش می شود که در باربند دوچرخه اش علم قرمز رنگی که با نوشته ی ( نصرمن الله فتح قریب ) در حال اهتزاز است ، به هر کوی و برزن سر می زند از کوه و دره و رود می گذرد ، هر کجا یک فرد و حتی کشاورزی را می بیند به پیشش رفته و خود را تبلیغ می کند ، او در هر انتخابات حداکثر دویست رای به دست می آورد ، با اینحال خسته نمی شود ، مایوس هم نمی شود ، هر چند امکاناتش کم باشد ، باز خود را برای امتحانی دیگر آماده می کند . . .
اکنون او مسئول دفتر امام جمعه عجبشیر و مسئول کمیته ی ایثارگران بخشداری عجبشیر است و اگر سن اش اجازه دهد کاندیدای آینده مجلس است . و اینست که فیلم ساده ی زندگی ساده ی او ، در اغلب جشنواره های جهان ، بخاطر احترام به اراده ی او مورد استقبال و تحسین قرار می گیرد .
آیا اراده او نمی تواند سرمشق مثبت و موفقی در زندگی تو و من باشد؟









